غزل شمارهٔ ۲۴۰

ملک جان در ولایتی دگر است

تخت دل در حمایتی دگراست

قول مستانه ای که ما گوئیم

بشنو او را حلاوتی دگر است

دلبران در جهان فراوانند

حسن ما را ملاحتی دگر است

عاقلان را نهایتی است ولی

عاشقان را نهایتی دگر است