غزل شمارهٔ ۲۴۸

در محبت جان اگر بازی خوش است

گر کنی بازی چنین بازی خوشست

یار کرمانی اگر بازی خوش است

دلبر سرمست شیرازی خوشست

رند سر مستیم و با ساقی حریف

با حریف خویش پردازی خوشست

چند گردی تو به خود گرد جهان

یک دمی با خویش پردازی خوشست