غزل شمارهٔ ۲۷۰

عشق مستت و عقل مخمور است

عقل از ذوق عاشقان دور است

دیدهٔ مردم است از او روشن

نظری کن ببین که منظور است

نقد گنج وی است در دل ما

گنج ویران به کُنج ویران است

شد دو عالم به نور او روشن

روشن این چشم ما از آن نور است