غزل شمارهٔ ۲۷۲

عشق مستست و عقل مخمور است

عاقل از ذوق عاشقان دور است

شادمانی جاودان دارد

به غم عشق هر که مسرور است

دل ما جان خود به جانان داد

ز آن حیاتی که یافت مغرور است

جام گیتی نما چو می بینیم

در نظر ناظر است و منظور است