غزل شمارهٔ ۲۸۸

کار عشقست و کار ما آنست

خواجه و خواندگار ما آنست

نقش رویش خیال می بندم

نور چشم و نگار ما آنست

رند مستی که باده می نوشد

در خرابات یار ما آنست

هرکه باشد مدام همدم جام

همدم دوستدار ما آنست