غزل شمارهٔ ۲۹۴

دل و جانم فدای جانان است

هرچه دارم برای جانان است

دل که دم میزند ز سلطانی

چون غلامان گدای جانان است

نیست بیگانه از خدا به خدا

عارفی کاشنای جانان است

خلوت دل مقام حضرت اوست

دیگری کی به جای جانان است