غزل شمارهٔ ۳۰۵

جانست که در بدن روانست

عالم بدن است و عشق جانست

تن زنده به جان و جان به جانان

دریاب که قول عاشقانست

با صورت و معنئی که او راست

چه جای معانی و بیانست

عشقست که عاشقان و معشوق

عشق ار داری همین همانست