غزل شمارهٔ ۳۲۷

درد دل دارم و دوا این است

عشق می بازم و هوا این است

در خرابات باده می نوشم

عمل خوب بی ریا این است

خوش بلائیست عشق بالایش

راحت جان مبتلا این است

از غم دی و غصهٔ فردا

بگذر امروز و حالیا این است