غزل شمارهٔ ۳۸۸
خوشتر از ساغر می همدم نیست
بهتر از عشق بتان محرم نیست
نوش کن جام می ای عمر عزیز
که حیاتی به از این یکدم نیست
می خورم جام غم انجام به ذوق
شادمانم ز جهانم غم نیست
عشق می بازم و می می نوشم
دارم این هر دو و هیچم کم نیست
خوشتر از ساغر می همدم نیست
بهتر از عشق بتان محرم نیست
نوش کن جام می ای عمر عزیز
که حیاتی به از این یکدم نیست
می خورم جام غم انجام به ذوق
شادمانم ز جهانم غم نیست
عشق می بازم و می می نوشم
دارم این هر دو و هیچم کم نیست