غزل شمارهٔ ۳۹۷
اندر این دل غیر دلبر هست نیست
هیچ از این میخانه خوشتر هست نیست
مجلس عشقست و ما مست و خراب
جای مخمور ای برادر هست نیست
بر سر دار فنا بنشسته ایم
این چنین سردار و سرور هست نیست
عشق سلطان است و ملک دل گرفت
مثل او در بحر و در بر هست نیست
اندر این دل غیر دلبر هست نیست
هیچ از این میخانه خوشتر هست نیست
مجلس عشقست و ما مست و خراب
جای مخمور ای برادر هست نیست
بر سر دار فنا بنشسته ایم
این چنین سردار و سرور هست نیست
عشق سلطان است و ملک دل گرفت
مثل او در بحر و در بر هست نیست