غزل شمارهٔ ۳۹۹

زاهدان را ذوق رندان هست نیست

رند را میلی بر ایشان هست نیست

در دل ما مهر دلبر هست نیست

جان ما جز عشق جانان هست نیست

یوسف گل پیرهن آمد به باغ

این چنین گل در گلستانی هست نیست

هر که دارد هرچه دارد آن اوست

هرچه هست و بود و بی آن هست نیست