غزل شمارهٔ ۴۴۶

معنی او نمود در صورت

نه به یک صورتی به هر صورت

چشم ما تا جمال معنی دید

معنئی بیند و دگر صورت

ذره ذره چو نور می بینم

آفتابی بود قمر صورت

باده می نوش و جام را دریاب

معنئی بین و مینگر صورت