غزل شمارهٔ ۴۶۶

آب چشم ما به هر سو رو نهاد

روی خود بر روی ما نیکو نهاد

جان به عاشق می‌ دهد معشوق ما

این چنین رسم نکویی او نهاد

پیر ما بزم خوش مستانه‌ ای

گر نظر داری ببین تا چون نهاد

عشق سرمست است و می‌گوید سخن

گفتگوی عقل را یک سو نهاد