غزل شمارهٔ ۴۷۱

عاشقانی که در جهان باشند

همچو جان در بدن روان باشند

می و جامند همچو آب و حباب

موج و دریا همین همان باشند

خوش کناری گرفته‌اند زَ اغیار

گر چه با یار در میان باشند

از همه پادشه نشان دارند

بی‌نشانی از آن نشان باشند