غزل شمارهٔ ۴۷۴

هر که رخسار تو بیند به گلستان نرود

هر که درد تو کشد از پی درمان نرود

آنکه در خانه دمی با تو به خلوت بنشست

به تماشای گل و لاله و ریحان نرود

خضر اگر لعل روان بخش تو را دریابد

بار دیگر به لب چشمهٔ حیوان نرود

گر نه امید لقای تو بود در جنّت

هیچ عاشق به سوی روضهٔ رضوان نرود