غزل شمارهٔ ۴۹۳

هرچه آید در نظر چون او بود

عین او درچشم ما نیکو بود

موج و دریا نزد ما باشد یکی

گرچه آن یک اسم و رسمش دو بود

گفتم این رشته مگر باشد دو تو

سر به سر دیدم همه یک تو بود

جز وجود او نمی یابم دگر

با وجود او وجودی چو بود