غزل شمارهٔ ۲۰۲۳

رو قرار از دل مستان بستان

رو خراج از گل بستان بستان

کله مه ز سر مه برگیر

گرو گل ز گلستان بستان

سخن جان رهی گفتی دوش

آن توست آن هله بستان بستان

ای که در باغ رخش ره بردی

گل تازه به زمستان بستان