غزل شمارهٔ ۵۰۸

چشم ما آبش به هر سو می رود

آبروی ماست بر رو می رود

می رود از چشم ما آب خوشی

همچو سیلابی که از جو می رود

دل چو دست و سر به پای او فکند

بر سر کویش به پهلو می رود

گر بیاید جان به او آید برم

ور رود پیوسته با او می رود