غزل شمارهٔ ۵۲۳

عین دریائیم و ما را موج دریا می کشد

وین دل دریا دل ما سوی مأوا می کشد

مشکل ما چون که حلوای لبش حل می کند

دور نبود خاطر ما گر به حلوا می کشد

دست ما و دامن او آب چشم و خاک راه

گرچه سرو قامت او دامن از ما می کشد

جذبهٔ او می کشد ما را به میخانه مدام

ما از آن خوش می رویم آنجا که ما را می کشد