غزل شمارهٔ ۵۲۷

دل دگر مارا به مأوا می کشد

خاطر ما سوی دریا می کشد

جذبهٔ او می کشد ما را مدام

حاکمست او می کشد یا می کشد

کشتهٔ عقشم و بر خاک درش

اوفتاده کشتگان را می کشد

در کشاکش عالمی آورده است

نه تن تنها که تنها می کشد