غزل شمارهٔ ۵۳۴
ترک سرمستی مرا دامن کشانم می کشد
باز بگشوده کنار و در میانم می کشد
درکش خود می کشد ما را به صد لطف و کرم
گه چنینم می نوازد گه چنانم می کشد
کی کشد ما را چو لطفش می کشد ما را به ناز
عاشق مست و خرابم کشکشانم می کشد
از بلای عشق او چون کار ما بالا گرفت
از زمین برداشته بر آسمانم می کشد