غزل شمارهٔ ۲۰۲۷
ای امتان باطل بر نان زنید بر نان
وی امتان مقبل بر جان زنید بر جان
حیوان علف کشاند غیر علف نداند
آن آدمی بود کو جوید عقیق و مرجان
آن باغها بخفته وین باغها شکفته
وین قسمتی است رفته در بارگاه سلطان
جانهاست نارسیده در دامها خزیده
جانهاست برپریده ره برده تا به جانان