غزل شمارهٔ ۵۶۳

هر که را شیخ آن چنان باشد

شرفش بر همه جهان باشد

دایره ای کرد او بود پرگار

او چو قطب است و در میان باشد

صورتش خلق و معنیش حق است

راحت جان انس و جان باشد

هر که با او نشست سلطان شد

زانکه او پادشه نشان باشد