غزل شمارهٔ ۵۹۶

مرغ زیرک بین که یاهو می زند

روز و شب با اوست کو کو می زند

ذهن تیرانداز ما بر هر نشان

می شکافد مو و بر مو می زند

در خرابات مغان سلطان عشق

خیمهٔ دولت به هر سو می زند

باش یک رو در طریق او که او

بوسه ها بر روی یک رو می زند