غزل شمارهٔ ۶۲۸
هر کجا ساغری است می دارد
جام بی باده رند کی دارد
هر کجا صورت خوشی بینی
معنئی از جمال وی دارد
دل مستم مدام می نوشد
گوش جان بر نوای نی دارد
گر نه آب حیات می نوشم
نفسم دل چگونه حی دارد
هر کجا ساغری است می دارد
جام بی باده رند کی دارد
هر کجا صورت خوشی بینی
معنئی از جمال وی دارد
دل مستم مدام می نوشد
گوش جان بر نوای نی دارد
گر نه آب حیات می نوشم
نفسم دل چگونه حی دارد