غزل شمارهٔ ۶۳۱

پادشاهی گدای او دارد

سلطنت بی نوای او دارد

هر کجا خسرویست در عالم

جان شیرین برای او دارد

نور دیده ز چشمش اندازم

دیگری گر به جای او دارد

مدتی شد که این دل مستم

عاشقانه هوای او دارد