غزل شمارهٔ ۶۳۳

یاری که خیال دوست دارد

عمری به خیال می گذارد

عالم چه بود به نزد عارف

نقشی که نگار می نگارد

هر دم نقشی برد ز عالم

در دم نقشی دگر برآرد

در آینه چون کند نگاهی

لطفش جامی به او سپارد