غزل شمارهٔ ۶۴۷

کردگار از کرم عیانم کرد

واقف از حال این و آنم کرد

من چو بی نام و بی نشان بودم

بی نشانی مرا نشانم کرد

به تجلی ظاهر و باطن

گاه پیدا و گه نهانم کرد

در دل آمد به جای جان بنشست

رحمتی خوش به جای جانم کرد