غزل شمارهٔ ۶۷۲

نور روی او به چشم ما نمود

هر چه ما دیدیم غیر او نبود

گفتگوی ما خیالی بیش نیست

خود سخن فرمود و هم او خود شنود

در حجاب عالمی درمانده ای

آن چنان گیرش که عالم خود نبود

جود او داده به این و آن وجود

ورنه بی جودش ندارد کس وجود