غزل شمارهٔ ۶۹۱
خواب در چشم خوش نمی آید
گر خیالش به خواب بنماید
چشم دارم که لطف او به کرم
نظری هم به بنده فرماید
خلوت خاص اوست خانهٔ دل
در سرا غیر او نمی شاید
در میخانه او به ما بگشود
این چنین در ، جز او که بگشاید
خواب در چشم خوش نمی آید
گر خیالش به خواب بنماید
چشم دارم که لطف او به کرم
نظری هم به بنده فرماید
خلوت خاص اوست خانهٔ دل
در سرا غیر او نمی شاید
در میخانه او به ما بگشود
این چنین در ، جز او که بگشاید