غزل شمارهٔ ۷۱۹

کفر سر زلف بت عیار ببینید

ترسای میان بسته به زنار ببیند

در پردهٔ عصمت ز نظر گرچه نهان بود

پیدا شده اش بر سر بازار ببینید

بر دیدهٔ ما گر بنشینید زمانی

یک لعبت و صد جامه به یکبار ببینید

جامی به کف آرید در او رو بنمائید

تا ساقی و رند و می خمار ببینید