غزل شمارهٔ ۷۲۲

ترک می و میخانه به یک بار مگوئید

با من سخن از زاهد زنار مگوئید

با عشاق سرمست مگوئید ز توبه

ور زانکه بگوئید دگر بار مگوئید

رازی است میان من و ساقی خرابات

از یار مپوشید و به اغیار مگوئید

با لعل لب او سخن از غنچه مپرسید

با گلشن رویش سخن از خار مگوئید