غزل شمارهٔ ۷۵۷

ملک عشقش به غیر ما نرسد

پادشاهی به هر گدا نرسد

دُرد دردش کسی که نوش نکرد

به شفاخانهٔ دوا نرسد

هر که بیگانگی ز خویش نجست

به سر کوی آشنا نرسد

بنده تا از خودی برون ناید

به سراپردهٔ خدا نرسد