غزل شمارهٔ ۲۰۵۱

می‌بینمت که عزم جفا می‌کنی مکن

عزم عتاب و فرقت ما می‌کنی مکن

در مرغزار غیرت چون شیر خشمگین

در خونم ای دو دیده چرا می‌کنی مکن

بخت مرا چو کلک نگون می‌کنی مکن

پشت مرا چو دال دوتا می‌کنی مکن

ای تو تمام لطف خدا و عطای او

خود را نکال و قهر خدا می‌کنی مکن