غزل شمارهٔ ۲۰۵۲

ای آنک از میانه کران می‌کنی مکن

با ما ز خشم روی گران می‌کنی مکن

دربند سود خویشی و اندر زیان ما

کس زین نکرد سود زیان می‌کنی مکن

راضی شدی که بیش نجویی زیان ما

این از پی رضای کیان می‌کنی مکن

بر جای باده سرکه غم می‌دهی مده

در جوی آب خون چه روان می‌کنی مکن