غزل شمارهٔ ۷۸۷

کشتگان از دم او زنده شدند

همچو ما زندهٔ پاینده شدند

ز آفتاب نظر روشن او

ماه رویان همه تابنده شدند

بنده را بندهٔ او می خوانند

زان همه بندهٔ این بنده شدند

به هوای لب او غنچهٔ گل

لب گشاده همه در خنده شدند