غزل شمارهٔ ۸۰۶

گر یار غار خواهی مائیم یار سید

ور ذوق دوست جوئی ما دوستدار سید

هر آینه که بینی جام جهان نمائیست

چون نور می نماید روی نگار سید

سید در انتظار است تا کی رسد اشارت

گر چه بود جهانی در انتظار سید

صیاد عقل اول عالم بود شکارش

سیمرغ قاف وحدت باشد شکار سید