غزل شمارهٔ ۲۰۵۵

مست شدی عاقبت آمدی اندر میان

مست ز خود می‌شوی کیست دگر در جهان

عاقبت امر رست مرغ فلک از قفس

عاقبت امر جست تیر مراد از کمان

چند زنیم ای کریم طبل تو زیر گلیم

چند کنیم ای ندیم مستی خود را نهان

بازرسید از الست کار برون شد ز دست

فاش بود فاش مست خاصه ز بوی دهان