غزل شمارهٔ ۸۱۵

یک نظر در چشم مست ما نگر

عین ما می بین و در دریا نگر

در خرابات مغان رندانه رو

ذوق سرمستان ما آنجا نگر

چشم ما روشن به نور روی اوست

نور او در دیدهٔ بینا نگر

آب چشم ما به هر سو شد روان

گر نظر داری در این دریا نگر