غزل شمارهٔ ۸۲۰

آینه بستان جمال او نگر

هر چه بینی از کمال او نگر

چشمهٔ آب حیات ما بنوش

لذت عین زلال او نگر

در نظر نقش خیال او بکار

دیده بگشا بر جمال او نگر

عقل می خواهد که یابد ذوق ما

این خیالات محال او نگر