غزل شمارهٔ ۸۳۰

در حسن ماهرویان تو آفتاب بنگر

آب از حباب می نوش جام و شراب بنگر

در کوی میفروشان رندانه خوش قدم نه

ما را اگر بیابی مست و خراب بنگر

آن گنج کنت کنزاً می جو به هر چه یابی

اسمای حق تعالی در شیخ و شاب و بنگر

از نور آفتابش عالم شده منور

گر نور چشم داری در آفتاب بنگر