غزل شمارهٔ ۸۳۱

راه شرابخانه را می دهمت نشان دگر

گوش کن و به جان شنو گفتهٔ عاشقان دگر

علم بدیع عارفان گر هوست بود بیا

تا که معانی خوشی با تو کنم بیان دگر

جام میست جسم و جان

گر تو ندانی این سخن تن دگرست جان دگر

گر به وجود ناظری هر دو یکیست در وجود

ار به صفات مایلی این دگر است و آن دگر