غزل شمارهٔ ۸۴۰

نیست شو تا هست گردی ای پسر

ور نگردی پست گردی ای پسر

غیرت ار داری ز غیرش درگذر

حیف اگر پابست گردی ای پسر

دست دستان زیر دست خود کنی

گرچه نو زان دست گردی ای پسر

خوش در آ در بحر بی پایان ما

تا به ما پیوست گردی ای پسر