غزل شمارهٔ ۲۰۵۸
با رخ چون مشعله بر در ما کیست آن
هر طرفی موج خون نیم شبان چیست آن
در کفن خویشتن رقص کنان مردگان
نفخه صور است یا عیسی ثانی است آن
سینه خود باز کن روزن دل درنگر
کآتش تو شعله زد نی خبر دی است آن
آتش نو را ببین زود درآ چون خلیل
گر چه به شکل آتش است باده صافی است آن