غزل شمارهٔ ۸۷۴

گر خدا را دوست داری مصطفی رادوست دار

ور محب مصطفائی مرتضی را دوست دار

از سر صدق و صفا گر خرقه ای پوشیده ای

نسبت خرقه بدان ، آل عبا را دوست دار

دردمندانه بیا و دُرد درش نوش کن

خوش بود دردی اگر داری دوا را دوست دار

بی فنا دار بقای دوست نتوان یافتن

گر بقای جاودان خواهی فنا را دوست دار