غزل شمارهٔ ۸۸۶

یک هویت در مراتب می نماید صدهزار

عارفانه آن یکی در هر یکی خوش می شمار

نزد ما موج و حباب و قطره و دریا یکیست

آب یک معنی بود هم صورت ناچار چار

درشب تاریک امکان نور می بخشد بماه

می نماید روز روشن آفتابی بی غبار

نقشبندی می کند باری خیال روی او

آنچنان خوش صورتی بر نور دیده می نگار