غزل شمارهٔ ۸۸۹

برو ای عقل سرگردان که ما مستیم و تو مخمور

سبکروحان همه جمع و گرانجانان از اینجا دور

ز نورآفتاب ما همه عالم منور شد

ببین هر ذرهٔ روشن که بنماید به تو آن نور

سر دار فنای او بقا بخشد به سرداران

از این دار فنا دارد بقای جاودان منصور

مرا منشور سلطانی شه ملک ولایت کرد

نشان آل او دارد که دارد این چنین منشور