غزل شمارهٔ ۸۹۶

رند مستیم و عشق شورانگیز

عقل مخور گو ز ما پرهیز

ساقیا خم می بیار آن دم

خم می بر سر حریفان ریز

بر در می فروش خوش بنشین

از سر کاینات هم برخیز

جاودان گر حیات می‌جوئی

جان و جانان به همدگر آمیز