غزل شمارهٔ ۹۰۲

خاطرم می کشد سوی شیراز

مرغ جان باز می کند پرواز

رند مستم به دست جام شراب

کرده ام باز بیخودی آغاز

جام و می لب نهاده اند به لب

نی و نائی به همدگر دمساز

در گلستان عشق سرمستان

بلبلانند جمله خوش آواز