غزل شمارهٔ ۹۴۴

از جام حباب آب می نوش

آن آب ازین حباب می نوش

جامی چو بود سبو کدامست

خمخانهٔ بی حساب می نوش

او آب حیات و تشنه مائیم

از چشمهٔ ما تو آب می نوش

می نوش می محبت او

مستانه در آن جناب می نوش